نماد (Symbol) به خودی خود سرچشمه‌ی دانایی یا ادراک نیست. واژه‌ها بی‌معنی‌اند، فقط واژه‌اند. مهم ساعتی است که جان به زبان نمادها سخن می‌گوید. به عبارت دیگر، وقتی جان از نمادها سخن می‌گوید، سرچشمه‌ی نوینی از قدرت و انرژی پدیدار می‌شود و آن‌گاه است که نمادها مانند میوه یا ثمره‌ی یک موقعیت روانشناختی معنا می‌یابند. این خودِ نمادها نیستند که معنا یافته‌اند بلکه روی دادنشان اهمیت دارد؛ مهم زمانی‌ست که کسی تمثیل یا حکایتی را به زبان می‌آورد، زیرا این نشانه‌ی اتفاقی‌ست که روی داده است.

- کارل گوستاو یونگ، سمینار یونگ درباره‌ی زرتشتِ نیچه