مهرآوا
 
 
پرستش به مستیست در کیش مهر...
 

   دوازده:

اثنی عشر دایره کامل است. نظم کیهانی. به صورت 3×4 هم نظم دنیوی است و هم معنوی هم باطنی است و هم ظاهری. دوازده نشانه ی منطقه البروج و ماه های سال است؛ دوازده ساعت شبانه روز؛ میوه های درخت کیهانی و غیره؛ بازگشت به آشفتگی آغازین؛ زمان انقلاب زمستانی دوازده روز طول می کشد؛ دوازده زمان برگشت مردگان؛ زمان برقراری جشن ایزد زحل[1] در روم و دوازده روز عید میلاد و کریسمس است. این بزرگداشت ها در نمادهای ودایی؛ چینی؛ بت پرستی و اروپایی نیز یافت می شود. معروف است که هر یک از این روزها وضعیت آب و هوایی دوازده ماه سالی را که می آید پیش بینی می کنند.

- اسلامی: دوازده فرزند علی(ع)؛ امامان یا اولیاء بر دوازده ساعت روز حکم می رانند.

- بودایی: شورایی دالایی لاما دوازده عضو دارد.

-تاروت: کارت مرد نگونسار، شماره ی کارت دوازده است و مجموع دو عدد یک و دو عدد سه است، این به معنای تأثیر متقابل دو عنصریگانگی و ثنویت بر یکدیگر و پیدایش بعدی سه وجهی است( تثلیث) بیانگر تجدید حیات و نوزایی.

- چینی: دوازده برج طالع؛ منطقه البروج.

- رومی: در مراسم مقدس دوازده دین مرد پایین رتبه دنبال سر کشیش حرکت می کنند.

- سلتی: دربار شارلمانی[2] و شوالیه های میز گرد؛ دوازده اشرافی یا اصیلزاده هستند.

- سومری، سامی: دوازده روز نبرد آشفتگی آغازین و کیهان.

- عبری: دوازده میوه ی درخت حیات؛ دوازده دروازه ی شهر آسمانی؛ دوازده قرص نان روی خوان عبادتگاه مظهر ماه های سال هستند؛ سنگ های گرانبهای چهار آینه ی هارون؛ اسباط اسرائیل و پسران یعقوب دوازده تا بودند.

- مسیحی: دوازده ثمره ی روح؛ دوازده ستاره به معنی اسباط اسرائیل و حواریون؛ تعداد دروازه ها و سنگهای شالوده ی بیت المقدس و ایام کریسمس دوازده روز است.

- مصری: دوازده دروازه ی دوزخ که رع ساعات شب را در آنها سپری می کند.

- میترایی: میترا دوازده مرید دارد.

- هرمسی: دوازده ماه سال و دوازده آتش دوزخ.

- یونانی- رومی:هرودوت می گوید در المپ دوازده ایزد و ایزدبانو وجود دارد، هزیود به دوازده  تیتان [3] اشاره می کند. دوازده عدد الواح قانون و روزها و شب های جشن ایزد زحل است.

 



[1] - Saturnalia

[2] - Charlemagne

[3] - Titans

 |+|      شمیم ولیان  | 

   سیزده:

سیزده شمعی که در طی مراسم هفته مقدس[1] عبارات سه روزه آخر هفته مقدس یعنی هفته تصلیب مسیح که طی آن شمع روشن می کردند- یا ایام روزه یکی پس از دیگری خاموش می شوند؛ نماد تاریکی زمین و هنگام مرگ مسیح است. سیزده بدشگون شمرده شده، چرا که عدد یهودا اسخریوطی است، به علاوه عیسی و حواریون ، عدد اجتماع جادوگران نیز هست. بر هر یک از سیزده آسمان اقوام، یا یک ایزد حکم می راند. سیزده در تقویم آزتک عدد مهمی محسوب می شود، زیرا به ادوار سیزده روزه تقسیم شده است، در ضمن برای پیشگویی نیز به کار می رفت.

- تاروت: مرگ؛ این عدد به تعبیر سنتی نحس است و حتی امروز نیز بد شگون تلقی می شود و اشارات ضمنی به بدبختی دارد. عدد سیزده متشکل از اعداد سه و یک است که مجموع آنها عدد چهار می شود. عدد چهار نماد نظم و ترتیب و سازمان و تشکیلات است.

 



[1] - Tenlbrae

 |+|      شمیم ولیان  | 

   ده:

عدد کیهان؛ نمونه ی اعلای خلقت؛ دهگان در بر گیرنده ی همه ی اعداد است ، از این رو همه ی چیزها و موجودات را شامل می گردد، مبدأ و مرجع همه ی اعداد؛ همه شمول است؛ قانون؛ نظم؛ سلطه؛ چهارتایی 1+2+3=10 نماد الوهیت است. یک مظهر نقطه، دو طول، سه سطح( به شکل مثلث)، چهار حجم یا فضا است. مراتب کاملتر آن یعنی 100 و 1000 بنیان تمام کیهان شناسی هندو است. در چین ده هزارتا از هر چیزی یعنی تعداد غیرقابل شمارش که نماد کل عالم عینی است. ده؛ عدد همه ی سفرها و بازگشت به مبدأ است: اودیسه[1] نه سال سرگردان بود و در دهمین سال به وطن بازگشت؛ تروا نه سال در محاصره بود و در دهمین سال سقوط کرد. ده، حاصل جمع عدد نهِ محیط با یک مرکز است و از این رو مظهر کمال به شمار می رود. دیرک ماه مه که محوری است با دایره رقصندگان گرد آن، نماد به شمار میرود.

- اسلامی: ده یک یا عشر اهمیت به سزایی دارد.

- تاروت: چرخ تقدیر دهمین کارت است، عدد ده اولین عدد از اعداد دوگانه (دهگان) می باشد و نماد یک شروع تازه است؛ در تفاسیر سنتی ده عدد کامل محسوب می شود و نماد انجام و پایان گردش یک چرخ است.

- چینی: با صلیبی که در میان آن شکل چی[2] قرار دارد نشان داده شده است؛ نماد مواجهه دو راه یین و یانگ ؛ شکل کامل؛ احتمالاً ده شاخه ی آسمانی کان[3] با نام های ده روز هفته در محاسبه ی دایره ای رایج مرتبط است.

- رومی: این عدد با X نشان داده شده است. صورت ذهنی کامل؛ کامل بودن.

- سومری، سامی: دهمین روز جشنواره ی بهاری روزی است که گروههای دسته جمعی از همه ی ایزدان تجلیل می کنند.

- عبری: در آیین قبالا ارزش عددی"ی"[4] محسوب می شود که کلام درونی و نخستین حرف نام خدا است. ده نماد عقل درخشان؛ حفاظت الهی؛ فرمان؛ پادشاهی؛ ده نام خدا؛ عدد سفیروت؛ کرات یا خروج از نامتناهی است که معمولاً درخت حیات نماد آن است؛ سفیروت اولین موجود موناد؛ علّت نخستین نه تای دیگر که از سه تثلیث به وجود آمده اند است؛ این تثلیث ها از هر تصویر ذهنی تثلیث اصلی نرینه- مادینه و عقل وحدت بخش حاصل می شوند؛ آدونی؛ دهم مظهر بازگشت رمزی به وحدت است. در هیکل سلیمان ده طشت برنجی، ده میز و شمعدان قرار داشت؛ اندازه کروبیان ده ذراع بود و ده روحانی لاوی[5] روبروی تابوت شهادت می ایستادند.

- گنوستیکی: ده ائون به سفیدوت تبدیل می شوند که از ملأ اعلی صادر شده است.

- مسیحی:ده فرمان؛ حکایت ده چراغ؛ ده باکره و ده نعمت الهی. ده یک هر چیز به خدا داده می شود.

- هندو: مراتب بالاتر ده یعنی 100 و 1000 مبنای کیهان شناسی هندو است.

 



[1] - Odysseus

[2] - Chi

[3] - Kan

[4] - Yod

[5] - Levites

 |+|      شمیم ولیان  | 

   یازده:

گناه؛ تخطی؛ مخاطره. ده عدد موجود کامل و قانون است و یازده تجاوز از این دو محسوب می شود.

 - تاروت: بردباری؛ صبر و بردباری  دومین فضیلت از فضایل چهار گانه است؛ عدد یازده دومین عدد از گروه دهگان شمرده می شود. به تعبیر باستانی عدد یازده نمایانگر زخم پذیری، خطر و نشانه ی تجاوز از حد و مرز است؛ این عدد در واقع همان عدد یک است که تکرار شده است، ضمن اینکه حاصل جمع آن عدد دو است که بیانگر فشار و تلاش در جهت آشتی دادن وجوه متباین امور است.

 

 |+|      شمیم ولیان  | 

    نه:

حاصل 3×3 که حاوی همه ی قدرت هاست؛ ثالوث سه بخشی؛ کامل بودن؛ خرسندی؛ دسترسی؛ آغاز و پایان؛ کمیّت؛ عدد ملکوتی و فرشته آسا؛ بهشت زمینی؛ عددی " انحراف ناپذیر"؛ نه عدد محیط است؛ از این رو برای محیط درونی به 90 و 360 درجه تقسیم می شود؛ نماد آن دو مثلث است که به نوبه ی خود نماد نرینه و مادینه ؛آتش و آب؛ کوه و غار نیز محسوب می شوند.

- اسکاندیناویایی: اودین/ وودن[1]، نه شبانه روز از ایگ دراسیل[2] آویزان بود تا به خاطر نوع بشر بر اسرار خرد غلبه یابد. اسکلدی[3] همتای شمالی پرسفونه[4]، ایزدبانوی برف، سه ماه درکوهستانش و در کناره ی دریای نیورد[5] نه ماه زندگی میکند. در نماد های اسکاندیناویایی- توتنی، نه عدد مقدسی است.

- بودایی:نیروی روحانی اعلا؛ عدد لاهوتی

- تاروت: راهب؛ نه عددی نمادین و مهم است زیرا آخرین عدد یکان است که پس از آن دوباره به عدد یک باز می گردد، راهب در مرحله ی پایانی نیمه ی نخست سلوک راه تاروت.

- چینی: نیروی روحانی؛ 3×3 خوش یمن ترین اعدادند؛ مظهر هشت جهت به اضافه ی مرکز که نهمین نقطه است، مانند آنچه در سرای نور وجود دارد. نه قانون بزرگ اجتماعی و طبقات رسمی؛ در تقسیم اراضی برای فنگ- شویی[6] هشت مربع بیرونی به کشت دارندگان آن تخصیص داشت و مربع مرکزی- نهمی- آکر خدا[7] به شانگ- تی[8] حکمران اعلا پیشکش می شده  است. این زمین (( کشتزار امپراطور)) نیز نامیده می شد که موقعیت امپراطور را در نقش نماینده ی نیروی آسمانی نشان می دهد.

- سلتی: نه در سنت سلتی عددی است بسیار پر معنا؛ عدد مرکزی یعنی هشت جهت به علاوه ی مرکز که عدد نه را به وجود می آورد. ایزدبانوان ثالوث به معنی سه تا سه تایی هستند. نه دوشیزه ی سلتی و نه سنگ سفید نماد نه باکره ی ملازم بریجیت[9] است. با مراسم جشن اول ماه مه که در آن هشتاد و یک مرد، هر بار نه نفر حضور دارند مرتبط است.

- عبری: عقل مطلق؛ حقیقت؛ زیرا که خود را می افزاید تا کثیر شود. در آیین قبالا نماد شالوده است.

- فیثاغورسی: حد نهایی عدد؛ سایر اعداد در آن موجودند و به آن باز میگردند.

- مایایی: نه جهان زیر زمینی که بر هر یک ایزدی حکم می راند.

- مسیحی: نه، بسیار کم در نمادهای مسیحی ظاهر میشود. مظاهر نه عبارتند از: سه گروه سه تایی فرشتگان؛ نه کره و حلقه های گرد دوزخ.

- مصری:خدایان نه گانه[10].

-هندو: عدد آگنی[11]؛ آتش؛ مجذور نه ماندالای هشتاد و یک مربعی را نشان می دهد که متضمن معنای عالم است.

- یونانی- رومی: در یونان و روم نه ایزد و بعدها نه موز[12] ایزدبانوان هنر وجود داشت.

 



[1] - Odin/Woden

[2] - yggdrasil

[3] - Skeldi

[4] - Persephone

[5] - Niord

[6] - Feng-shui

[7] - acer:: واحد اندازه گیری زمین برابر با 4047 متر مربع

[8] - shang-ti

[9] - Bridgit

[10] - Ennead

[11] - Agni

[12] - Muses

 |+|      شمیم ولیان  | 

  هفت:

عدد عالم؛ عالم کبیر؛ کامل بودن؛ تمامیّت با سه آسمان و جان؛ چهار زمین و بدن نخستین؛ عددی است که هم مادی است و هم معنوی.هفت یعنی کمال، امنیت، ایمنی، آرامش، وفور، اتحاد مجدد، سنتز و بکارت.

هفت عدد مادر کبیر است. هفت طبقه ی کیهان، آسمان ها، دوزخ ها، سیارات بزرگ و فلزات مرتبط با سیارات؛ دوایر عالم؛ انوار خورشید؛ عمر انسان؛ ستون های خرد؛ بخش های قمری رنگین کمان؛ روزهای هفته؛ نت های موسیقی؛ عجایب هفت گانه و غیره.

انسان از طریق هفتمین نور خورشید به جهان دیگر راه می یابد؛ دوره ی روزه داری و توبه هفت روز است.

به اعتقاد فیلن، هفتمین قوه ی هر عددی هم مربع است و هم مکعب و از این رو اهمیت بسزایی دارد.

در اساطیر هند، ایران و شرق دور خصوصاً کامبوج و اساطیر سلتی و مدیترانه ای اژدهای هفت سر دیده شده است.

- اسلامی:نخستین عدد کامل؛ هفت آسمان؛ هفت اقلیم؛ هفت زمین و هفت دریا؛ هفت رنگ؛ هفت پیامبر؛ نیروهای فعال؛ مراتب یا منازل دل؛ هفت بار طواف کعبه مظهر هفت نشانه ی خداست.

-بودایی: عدد صعود و عروج به اعلی علیین و دستیابی به مرکز؛ هفت گام بودا نماد صعود از هفت طبقه ی کیهان و زمان و فضای متعالی است. پراداسای[1] هفت طبقه در کوه مقدس، بوربادور[2] که محور کیهان[3] و نقطه ی اوج شمال است؛ به معنای رسیدن به قلمرو بوداست.

- تاروت: کارت ارابه؛ نشانه ی وحدت در کثرت. این عدد از تلفیق اعداد سه و چهار نشأت می گیرد. بنابراین ارابه ران تاجدار را می توان فرزند خلف شاه (چهار) و شاه بانو(سه) تلقی کرد. هفت عدد پیشرفت و شناخت خود و کنش بی نیازی است.

- جادو: برای " افسون کردن" باید به ریسمان هفت گره زد؛ افسون ها به صورت هفت بَر ساخته می شوند.

- چینی: هفت پری و روح حیوانی.

- ستاره شناسی: هفت ستاره ی دب اکبر "فنا ناپذیر"ند زیرا در تمام طول سال رؤیت می شوند. هفت ستاره  خوشه ی پروین؛ هفت سیاره ی بزرگ؛ هفت نور خورشید.

- سومری، سامی: هفت بخش قمری و روزهای هفته." تو تا شش روز به پایان برسد با شاخها و روز هفتم با نیم تاج خواهی تابید"؛ بنا بر این هفتمین  در تضاد با خورشید و نماد تاریکی و زیان است، از این رو انجام هر کاری در روز هفتم خطرناک است،زیرا روز استراحت است.هفت اقلیم که هفت آسمان که طبقات زیگورات نماد آنهاست وجود دارد؛ هر یک از شاخه های درخت حیات هفت برگ دارد؛ دروازه های دوزخ؛ دیوها و بادهای نابود کننده ی تیامت؛ رنگ ها؛ خاتمه و سرنوشت ها هفت تا هستند.

- عبری:عقل سرمدی؛ در سال یهودی هفت روز بزرگ و مقدس وجود دارد؛ منوره[4] هفت شاخه است؛ هیکل در هفت سال ساخته شد؛ هفت ستون خرد.

- فیثاغورسی: عدد کیهانی؛ شامل سه آسمان و چهار جهان؛ ربّ العالمین؛ کمال.

- کیمیاگری:در صنعت کیمیا هفت فلز به کار می رود.

- مسیحی: خدا، با نور هفتم در مرکز شش نور خلقت نشان داده شده است. هفت شریعت مقدس؛ هدایای ارواح؛ هفت حاصل 3+4 است که فضایل اساسی و خدایی محسوب میشوند؛ گناهان کبیره؛ طبقات یا کوه های برزخ؛ علوم انسانی؛ کره های بلورینی که سیارات را در بر می گیرند؛ پیامبران اولوالعزم؛ فرشتگان درگاه؛ اهریمنانی که مسیح آنان را بیرون راند؛ دوره های روزه و توبه؛ شادیها و رنج های مریم؛ قهرمانان مسیحیت؛ انجمن های کلیساهای اولیه؛ هفتمین روز پس از شش روز آفرینش، روز استراحت بود. در عهد قدیم از هفت محراب بعلام[5] نام برده شده است؛ تعداد ورزاها و قوچ های قربانی؛ شیپورها؛ میادین اریحا؛ در زمان نعمان هفت بار در رود اردن شستشو می کردند؛ عدد بندهای شمشون[6]؛ کودک مرده ای که الیشع[7] زنده کرد؛ هفت بار خمیازه کشید؛ کشتی نوح روی هفتمین قله بر خاک نشست و کبوتر پس از هفت روز بازگشت.

- مصری: هفت هاثور[8] به معنی سرنوشت وجود دارد و کاهنه های هاثور هفت کوزه دارند؛ جامه های هفت دختر رع[9] هفت گره دارد؛ هفت باز رع مظهر هفت خردمند هستند؛ هفت گاو نر و هفت گاو ماده مظهر باروری است؛ زیرزمین هفت منزل و سه دروازه هفت گانه وجود دارد؛ عدد هفت برای اوزیریس[10] مقدس است.

- میترایی:غار میترا هفت در دارد؛ نردبان هفت پلّه مظهر هفت درجه ی راز آشنایی در آیین رمزی است.

- هندو:هفت گوهر برهمنان و هفت ایزد قبل از سیل جهانی و هفت خردمندی که از این سیل نجات یافتند.

- یونانی- رومی:برای آپولون[11] مقدس است؛ چنگ کوچک او هفت زه دارد؛ برای آتنا/ مینروا[12] و آرس/ مارس[13] نیز مقدس است؛ نی پان[14] هفت بند است؛ هفت مرد خردمند یونان.

 



[1] -pradasa

[2] - Borbadur

[3] - Axismundi

[4] - Menorah

[5] - Baalam

[6] - samson

[7] - Elisha

[8] - Hathor

[9] - Ra

[10] - Osiris

[11] - Apollo

[12] - Athene/Minerva

[13] - Ares/ Mars

[14] - Pan

 |+|      شمیم ولیان  | 

  هشت:

به لحاظ معنوی، هشت هدف رازآموز است که از هفت مرحله یا آسمان گذر کرده، از این روعدد بهشت باز یافته است؛ باززایی؛ رستاخیز؛ سعادت؛ ایقاع کامل؛ در هشتمین روز انسان جدید از رحمت ایزدی آفریده شد. پس از هفت روز روزه و توبه روز هشتم، روز فراوانی و تجدید حیات است؛ به صورت 7+1 به معنی اوکتاو و شروع دوباره است. چون نخستین عدد مکعب است مظهر اتحاد به شمار می رود و چون شش سطح دارد نمایانگر کمال است.

هشت باد و جهات فرعی فضا؛ ضمناً  مظهر جفت های متضاد نیز هست. هشت ضلعی آغاز تبدیل مربع به دایره و بالعکس است.

- اسلامی: هشت فرشته، عرش را که مظهر جهان است نگه داشته اند.( سوره ی الحاقه:16) این هشت فرشته با هشت بخش فضا و گروه های حروف الفبای عربی منطبقند.

- افلاطونی: افلاطون به هشت کره در رنگ های مختلف که ستون های نورانی آسمان هارا احاطه کرده اند اذعان دارد.

- بودایی: کامل بودن؛ کل ممکنات؛ نماد هشت تفأل نیک.

- تاروت: عدالت، ندای خود آگاهی و بانگ درونی

- تائویی:همه ی موجودات جهان عینی همراه با پاکوآ مظهر قوای جهان پدیداری هستند. هشت اندیشمند یا بی مرگ تائویی .

- چینی:کلیت؛ کل ممکنات در عالم عین؛ نیک بختی؛ پاکوآ طرحی است که هشت سه خطی و جفت های متضاد را نشان میدهد که معمولاًَ در دایره قرار دارد و محیط آن نماد زمان و فضا است. هشت شادی بشر.

- ژاپنی: هشت به معنی " چیز" است؛ در آسمان ها هشت ایزد وجود دارد.

- سومری سامی:عدد جادویی نبو[1].

- عبری: عقل تمام؛ شکوه؛ ارزش عددی یهوه[2]؛ "عدد ربّ"؛ پرستشگاه طی هشت روز تقدیس میشد.

- فیثاغورسی: اتحاد؛ سکون.

- مسیحی: باززایی؛ تولد دوباره؛ معمولاً حوض غسل تعمید هشت ضلعی است زیرا نماد مکان باززایی است؛ هشت سعادت اخروی.

- مصری: عدد توث.

- هرمسی:عدد جادویی هرمس؛ در خداشناسی هرمس یک ایزد حاکم توث/ هرمس[3] وجود دارد که مبدع اعداد، هندسه و هشت ایزد کوچکتر است.

- هندو: 8×8 یعنی نظم آسمانی که در زمین مقرر شده است. معابد مطابق الگوی ماندالا که نماد 8×8 است ساخته شده اند. هشت اقلیم جهان؛ خورشید ها؛ تقسیمات روز؛ چاکراها.

- یونانی: در یونان باستان عدد هشت، عدد عدالت بود، زیرا معتقد بودند موجب برابری بخش های مختلف، حتی اعداد می شود . به همین دلیل آنرا مظهر تعادل و متانت می دانستند، همچنین به دلیل شکل ویژه ی آن،آن را نماد ابدیت ، تمامیت و سرنوشت می دانستند. اشکال هشت وجهی یا اکتاگون را در بین راه ها و میادین به عنوان نماد فضا و زمان نصب می کردند. دایره ی میدان نیز نماد ابدیت تلقی می شد. این تعابیر کلیدی در توجیه مفاهیم و رموز تصویر عدالت مورد توجه هستند.

 



[1] - Nebo

[2] - IHVH

[3] - Thoth/Hermes

 |+|      شمیم ولیان  | 

 شش:

اعتدال؛ هماهنگی؛ در دستگاه ده تایی عدد تام است:6=3+2+1. "زایاترین عدد"(فیلن)

نماد وحدت اضداد و موجود دو جنسی که با دو مثلث متقاطع نشان داده شده، یکی با رأس رو به بالا به معنی نرینه و آتش و آسمان، دیگری با رأس رو به پایین به معنی مادینه و آبها و زمین است.شش به معنی عشق، تندرستی، زیبایی، شانس و بخت نیز هست. در غرب طاس برنده محسوب می شود؛ پرتوهای شش گانه ی چرخ شمسی؛ مثلث های متقاطع؛ ستاره ی شش پر یا خاتم سلیمان و موازنه ی کامل نیز هست.

- تاروت: کارت عشاق؛ شماره ی شش مشابه مفهوم عدد دو بیانگر هیجان و تنش است؛ مظهر پیشرفت و ترویج و تکامل تدریجی؛ ستاره ی شش پر متشکل از دو مثلث متضاد- در کیمیاگری مثلث رو به بالا نماد آتش و مثلث رو به پایین نماد آب است. همینطور به معنای نمادهای نرینه و مادینه که در ستاره با یکدیگر ترکیب شده اند.

- چینی: عدد شش در عالم از چهار جهت اصلی به اضافه ی جهات بالا و پایین حاصل می شود.شش حس (ششمی عقل است)؛روز و شب هر کدام شش دوره دارند.

 - سومری: شش روز آفرینش.

- عبری:شش روز آفرینش؛ مراقبه؛ عقل؛ در آیین قبالا به معنی خلقت و زیبایی است.

- فیثاغورسی: شانس؛ بخت.

- مسیحی:کمال؛ کامل بودن؛ شش روز خلقت.

 

 |+|      شمیم ولیان  | 

پنج:

عالم کبیر بشری، عدد انسان، زیرا به صورت پنج ضلعی است با بازوان پاهایی که از ران خارج شده اند. پنج ضلعی یعنی بیکرانگی وجود و نمادهای قدرت و کمال دایره را نیز شامل می گردد. پنج عددی گرد است، زیرا در آخرین رقمش به وجود می آید؛ سپس نیروهایش را افزایش می دهد. ستاره ی پنج پر، همانند دایره، نماد کلیت، وجود پنج جزئی[1]، عدد مرکز و نقطه ی تلاقی آسمان و زمین است. ضمناً نشان دهنده ی چهار جهت اصلی به اضافه ی مرکز نیز هست. چون خالق اصلی چهار قوه ی کبیر است، به معنای ربانیت نیز هست. پنج عدد وصلت الهی[2]است، زیرا حاصل ترکیب عدد مؤنث و زوج(( دو)) و عدد فرد و مذکر(( سه)) است. عدد پنج نماد مراقبه، دین، وساطت و تغییر پذیری است و به استثنای شرق، به معنای حس است. گلهای پنج پر وقتی که رئوس آن روبه پایین باشد، مثل پنج ضلعی نشانگر فردیت تام و تعلیم و وارد غیبی است و هنگامی که رئوس آن رو به بالا باشد، نماد سحر و جادوی سیاه است. ارقام پنج گانه نخستین دستگاه شمارش را شکل دادند.

- اسلامی: پنج ستون دین، حضرات خمسه( یعنی تجلی  و مظاهر حق در مقامات مختلف و عبارتند از: 1- حضرت غیب مطلق 2- حضرت جبروتیه 3- حضرت ملکوتیه4- حضرت شهادت 5- حضرت جامعه)؛ اصول دین، اعمال پنج گانه، نماز های پنج گانه

- بودایی: قلب چهار جهت دارد و مرکز پنجمین جهت آن است که مظهر جهان شمولی به حساب می آید، نماد آن کوه مقدس است که چهار جزیره احاطه اش کرده اند. پنج دیانی بودا عبارتند از: ویروچانا[3]یعنی درخشان، نشانه های او عبارتند از چرخ، مرکز و سفیدی؛ آکشوبیا[4]یعنی خوددار، با نشانه های وجود، شرق و آبی؛ راتناسامباوا[5]یعنی برآمده از گوهر، با نشانه های جواهر، جنوب و زرد؛ آمیتابا[6]یعنی نور بیکران، با نشانه های غرب، قرمز؛ آموگاسیدی[7]یعنی موفقیت حتمی، نشانه هایش عبارتند از شمشیر، شمال وسبز.

- پارسی: عددی است که در مراسم پارسی و مندایی بسیار پرمعنی ست و احتمالاً با پنجه مقدس روزهای کبیسه پیوند دارد.

- تاروت: کارت پاپ، نماد ذهنی الهام پذیر و روشن، اندیشه ای خلاق و مظهر قوانین اخلاقی است. نقش او ماورای زندگی معمولی است. چهار نقطه ی اصلی در فضا که با یکدیگر در پنجمین نقطه فرازین متحد می شوند.

-چینی: در چین پنج عنصر، پنج جوّ،پنج مرحله، پنج سیاره، پنج کوه مقدس، پنج غلّه، پنج رنگ، پنج طعم، پنج زهر،پنج افسون نیرومند، پنج فضیلت اصلی وجود دارد و تعداد مذاهب الهی و مُثل سرمدی نیز پنج تا است.

- عبری: پنج یعنی قدرت و استحکام؛ عقل تندرو؛ در آیین قبالا پنج به معنی هراس است.

- فیثاغورسی: وصلت الهی، ازدواج آسمان و زمین، نور ، مظهر آپولون است زیرا ایزد نور است و پنج ویژگی دارد.

- کیمیاگری:گل و ستاره ی پنج پر نماد جوهر پنجم است.

- مسیحی: مظهر انسان پس از هبوط؛ پنج حس؛ پنج نقطه ی صلیب؛ پنج جراحت مسیح؛ ماهی ها پنج هزار بار غذا می خورند؛ اسفار موسی.

- مصری: پنج تمساح نیل.

- هندی: پنج جهان، پنج عنصر ظریف و پنج عنصر خشن و زمخت، رنگ های ابتدایی، حس ها، پنج صورت شیوا[8] و دو حلول پنج گانه ی ویشنو[9].

- یونانی- رومی: عدد عروسی، عشق و وحدت است، عدد ونوس[10]، چون سالهای متعلق به ونوس به صورت گروه های پنج گانه است. از آنجایی که آپولون ایزد روشنایی است، پنج کیفیت دارد؛ قدرت مطلق، دانایی مطلق، حضور مطلق، پنج به معنی ازلیت و وحدت است.

 



[1] - Quincunx

[2] - Hieros gamos

[3] - Vairocana

[4] - Akshobya

[5] - Ratnasambhava

[6] - Amitaba

[7] - Amoghasiddhi

[8] -siva

[9] -vishnu

[10] -Venus

 |+|      شمیم ولیان  | 

چهار

نخستین شکل جامد از چهار به وجود آمده است؛طرح یا نظم فضایی تعیّن؛ایستایی که با دوران و پویایی در تضاد است.چهار یعنی کلیّت، تمامیّت، کمال، یکپارچگی، زمین، نظم، عقل، اندازه، نسبیت، عدل. چهار نشان دهنده ی چهار جهت اصلی، چهار فصل، چهار باد، اضلاع مربع، بازوان صلیب، رودخانه های بهشتی، مناطق اهریمنی، دریاها، کوه های مقدس، گاه های شبانه روز، شکلهای چهار گانه ماه، هر شیئ چهار بخشی، و چهار عنصر در غرب( در شرق به پنج عنصر قائلند) است. تربیع خدایان با تثلیث در تضاد است. چهار در عهد قدیم عددی نمادین است،مثل چهار رودخانه ی بهشت که صلیبی شکل هستند، چهار بخش زمین و غیره، که معمولاً نمادهایی عالمگیرند. چهارتایی ها میتوانند همان طور که به شکل مربع و صلیب نشان داده میشوند به صورت چهار پر هم به تصویر در آیند.

- اسکاندیناوی: در اسگارد [1] چهار رود خانه ی شیر جاری است.

- اسلامی: چهار بخش یک چهار واحدی عبارتند از مبدأ یا آفریننده، روح عالم، جان عالم، و ماده ی اولیه. این چهار جزء با چهار عالم قبالا منطبق است. به چهار فرشته و چهار منزل مرگ نیز قائل هستند.

- بودائی: دامبا [2]یا درخت حیات چهار بخش دارد و از ریشه هایش چهار نهر مقدس بهشت جاری است که نشانگر میل فراوان به ترحم، عاطفه، عشق و بی غرضی یا چهار سوی قلب است. در آیین بودای چینی نگهبانان چهار جهت اصلی عبارتند از: مو- لی- چینگ[3] شرق با حلقه و نیزه ی یشمی؛ ویروپکشا[4]  غرب، یعنی دور نگرنده که عود چهار سیمه دارد؛ ویروداکا [5] جنوب، با چتر آشفتگی آغازین؛ تاریکی و زمین لرزه؛ وئیسراونا[6] شمال، که شلاق جوال پوست پلنگی، مار، و مروارید دارد.

- تائویی: چهار نگهبان لاهوتی عبارتند از: لی [7] همراه با پاگودا؛ ما[8] همراه با شمشیر؛ چو [9] با دو شمشیر؛ ون [10] با چماق میخ دار. چهار موهبت روحانی یا مخلوق مقدس عبارتند از اژدها، ققنوس، کی لین یا تکشاخ، و لاکپشت که ضمناً مظهر جهات اصلی نیز هستند.

- توتنی: چهار کوتوله جهان را نگه می دارند.

- چینی: چهار عدد زمین محسوب می شود که مربع نماد آن است. چهار نهر بی مرگی؛ چهار عدد زوج است؛ عدد یین[11]

- سرخپوستی: عدد چهار جهت اصلی و بادها که به صورت صلیب و صلیب شکسته نشان داده می شود. اعمال تشریفاتی و آیینی چهار مرتبه تکرار می شدند.

-  سومری، سامی: چهار ایزد سماوی با چهار جهت اصلی یکی دانسته شده اند.

- عبری: سنجش، بخشندگی، عقل . در قبالا به معنی ذاکره؛ چهار عالم قبالا؛ چهار جهت فضا و چهار سطح نظام رده ای تورات است.

- فیثاغورسی: کمال؛ تناسب موزون؛ عدالت؛ زمین؛ چهار عدد سوگند فیثاغورسی است؛ چهار و ده اعداد الهی هستند؛ چهارتایی Tetraktys (2+3+4=10 )

-گنوستیکی: باربلو[12]  یا ربعیّت خدا

- مایایی: طاق آسمان را چهار غول نگه می دارند

- مسیحی: چهار عدد جسم و سه عدد جان است. چهار نشان دهنده ی چهار رود بهشت، چهار انجیل، چهار انجیل؛ چهار نویسنده ی اناجیل؛ فرشتگان اعظم؛ اهریمنان اصلی آبای کلیسا؛ پیامبران اولوالعزم؛ فضایل اصلی ( دور اندیشی، شکیبایی، عدالت، میانه روی)؛ چهار بادی که روح واحد از آنها خارج می شود؛ سوارکاران مکاشفه یوحنا

- مصری: عدد مقدس زمان؛ اندازه خورشید؛ سقف آسمان را چهار ستون نگاه می دارد؛ در چهار گوشه جنازه چهار کوزه مرده دان قرار داردکه چهار پسر هوروس[13]   چهار جهت اصلی- ایزدان چهارگانه ی مرگ که با سر بوزینه، شغال، شاهین و انسان نشان داده می شوند از آن نگهداری     می کنند.

- هرمسی: تربیع الهی؛ خدا

- هندو: تمامیت؛ وفور؛ برهما- آفریننده، چهار صورت دارد؛ پرستشگاه روی  چهار گوشه ی مربع که نماد نظم و غایت جهان است بنیاد یافته است. چهار تاتوا[14] چهار جزء انسان و مراتب عالم طبیعی ( حیوان، نبات، کانی، عقل) و چهار یوگا. چهار، طاس برنده است. چهار، نشان دهنده ی چهار طبقه و دو جفت اضداد است.

- یونانی: عدد مقدس هرمس


[1] - Asgard

[2] - Damba

[3] - Mo-li-ch’ing

[4] - Virupaksha

[5] - Virudhaka

[6] - Vaisravenna

[7] - Li

[8] - Ma

[9] - Cho

[10] - Wen

[11] - Yin

[12] - Barbelo

[13] - Horus

[14] - Tattvas

 |+|      شمیم ولیان  | 

سه:

یعنی کثرت، نیروی آفریننده، رشد، پیشی گرفتن از ثنویت غالب، تقریر، سنتز،

((سه نخستین عدد در بر گیرنده ی واژه ی (( همه)) است و ثالوث یعنی عدد کل، زیرا شامل آغاز، میان، و پایان است))- ارسطو

نیروی سه، عالمگیر است و مشمول طبیعت سه گانه ی جهان، یعنی آسمان، زمین، وآبها می گردد، سه یعنی انسان، شامل بدن، جان و روح، یعنی تولد، زندگی و مرگ، آغاز، میان و پایان، گذشته، حال و آینده، اهله ی سه گانه قمر وغیره.

سه عدد آسمانی است که جان را می نمایاند، چرا که چهار، مظهر بدن است، جمع این دو با هفت و شکل هفتگان[1] مقدس برابر می شود، در حالی که 3×4 دوازده می شود و صور فلکی، ماه های سال، و غیره را نشان می دهد. سه تایی می تواند به ثنویت و وحدانیت که حاصل جمع آنهاست، بخش پذیرد، در نمادهای تائویی، عدد ((نیرومند)) ی است زیرا که نقطه ی مرکزی تعادل به شمار می رود.

سه به وجود آورنده ی ربّانیتی است که همه چیز را در بر می گیرد؛ پدر، مادر، پسر، عددی که در خانواده بشری نیز منعکس می گردد، سه مضامین یک بار، و دوبار- که نمایانگر امر محتمل هستند- را نیز در خود دارد، در حالی که سه بار، مظهر حتمیت و قدرت است، مثل هرمس مثلث ( هرمس الهرامسه) ، سه خدای اصلی، سه جزیره ی شادی، و غیره.

در فرهنگ عامه نیز سه آرزو، سه  امتحان، سه شاهزاده یا شاهدخت، سه جادوگر، سه خواهر عجیب، سه پری( معمولاً دوتا خوب و یکی بد)، به چشم میخورد.

 سه به معنای چند، نماد عدد بزرگ است، جماعت، سه هورا می کشند. سه به معنای تحقق امر نیز هست، سه عبارت است از تثلیث های بیشمار خدایان و نیروها، ایزدان سه شخصیته ی قمری و ایزدبانوان سه گانه در مذاهب سامی، یونانی، سلتی، و توتنی، که اغلب جنبه ها یا توانایی های مختلف یک ایزد هستند. مثلث نماد اصلی سه است و سه دایره یا مثلث متقاطع، مظهر وحدت تجزیه ناپذیر تثلیث هستند. نماد های دیگر عبارتند از: نیزه ی سه شاخه، زنبق، طرح سه برگی، تری سولا[2]، صاعقه ی سه بخشی، سه خطی ها و غیره.

اغلب حیوانات قمری سه پا دارند که به معنای اهله ی سه گانه ی ماه است، اما گاهی همانگونه که در فرانسه دیده می شودف سه به صورت سه خرگوش یا سه انسان در ماه نشان داده می شود.

- آفریقایی: آشانتی[3]، ایزدبانوی ماه سه شخصیت دارد، دوتا سیاه و یکی سفید.

- اسکاندیناوی و توتنی: سرنوشت که به صورت نورن ها[4]، و مانی[5]، نی[6]، نیتی[7]، یعنی ماه بدر، نیمه و نو، نشان داده شده است. در اساطیر توتنی ماه سرنوشت است و هولدا[8]، ایزدبانوی قمری با دو دخترش، سه اقنوم محسوب می شوند. خرگوش ساکن ماه، سه پا دارد،ثور[9]، گاهی با سه سر تصویر شده است، داس پیکان سه گوش نماد اودین- اودن[10]، است. سه ، عدد نیکروزی است. همه ی چیزهای خوب، سه تا هستند.

- اسلاو: خدای ماه سه سر دارد.

- بودایی: تری- دانتا[11]، سه گوهر گرانبها، یعنی بودا، دارما[12]، سنگهه[13] است.

- تائویی: سه گانه ی اعظم عبارت است از آسمان، انسان، و زمین. سه، نخستین عدد قوی است. زیرا هرگاه تقسیم گردد، مرکز باقی می ماند- نقطه مرکزی تعادل. سه، یعنی یانگ، خجسته و نماد کثرت نیز هست.

- تاروت: شاه بانو با شماره ی سه مشخص می شود که عددی منتج و هماهنگ است، او مبین آفرینش بسیط و حاصل ثنویت است و از یک اتحاد و یگانگی حکایت می کند. بنابراین سه، شماره و عدد یک تولد، یک زندگی تازه، و یا لقاح وحاصلخیزی ماده است. از آنجایی که عدد دو، مبین انبساط و گسترش زمان از گذشته به آینده است، شماره ی سه، اندازه و میزانی از فضا- زمان محسوب می شود و نماد آفرینش پدیده ها در زمان است.

- چینی: تقدس، عدد خجسته، نخستین عدد فرد، عدد یانگ، قورباغه یا پرنده ی ماه، سه پا دارد.

- ژاپنی: سه گنج عبارتند از آینه و شمشیر و جواهر یعنی حقیقت و شجاعت و ترحم.

- سلتی: بریجیت[14]، سه گانه است، سه بانوی سعادت و سه گانه ی همان خدا هستند. سه ، خصوصاً در سنت سلتی، عددی پر معنا ست.

- سومری، سامی: تثلیث های مشهوری دارد. در کارتاژ از آنجایی که ایزدبانوی کبیر، قمری است با سه ستون، بدون تصویر نشان داده شده است.

- عبری: نور بی پایان، عقل تقدیسگر، در آیین قبالا سه، مظهر ادراک و وحدت نرینه، مادینه و عقل وحدت بخش است.

- عربی: قبل از اسلام منات، ایزدبانوی سه گانه است که به صورت سه باکره ی مقدس ایتاب[15]، عزّی[16]، و منات[17]، نشان داده شده است. این سه به شکل کتیبه سنگی، سنگ، یا ستون هایی که کبوتران بر فراز آن قرار دارند تصویر می شدند.

- فیثاغورسی: کمال

- کیمیاگری: ترکیب سه تایی گوگرد، جیوه و نمک، مظهر روح، جان و بدن است.

- مائوری: روح کبیر یا آفریننده الهی عبارت است از تثلیث ماه، خورشید و زمین، ایزد طبیعت یعنی تثلیث گذشته، حال و آینده، تفکر و خوی و جسم، که انگشت ایستاده نماد آن است.

- مسیحی: تثلیث، جان، وحدت جسم و جان به صورت انسان وکلیسا، سه هدیه ی مغان به مسیح که خدا- شاه- قربانی است، سه شکل استحاله، وسوسه ها و انکار های پطرس، تصلیب در جلجتا، روز های مرگ مسیح، ظهور پس از مرگ، مریم ها، کیفیات یا فضایل خداشناسانه یعنی ایمان و امید و عشق.

- مصری: سه مرتبه ی توت[18] را بزرگ می داشتند.

-مکزیکی:تثلیث با سه صلیب، یکی بزرگ و دو تا کوچکتر نمایش داده شده است.

- هرمسی: نیروی اعلی[19]، سه بار بزرگ داشتن.

- هندو: تری مورتی[20]، نیروهای سه گانه ی آفرینش، ویرانی و حفاظت، نیرو های سه گانه ی آشکارسازی، نگاهداری و خاتمه بخشی، تثلیث های مختلفی از ایزدان وجود دارد، ارابه ی ماه نیز سه چرخ دارد.

یونانی-رومی: سرنوشت یا موارها، سه خواهری که به عنوان موار( قسمت) معروف بودند.

هکاته[21] سه شخصیتی است، ارینی ها[22] نیز سه تن هستند که به صورت واحد معروفند. همان گونه که گورگونها[23] به صورت مدوزا[24] نشان داده شده اند، شفقت، موهبت، و افسون زنانه به صورت هوری[25]، هسپرید[26] و گرایا[27] نمایانده می شوند.

سربروس[28] سه سر است و سیلا[29] دمی سه شاخه دارد. بدن شیمر[30] از سه قسمت تشکیل شده است.

سه، چهار و حاصل جمع آنها یعنی هفت، برای آفرودیته/ونوس[31] مقدس است. زیرا او شاهبانوی سه جهان و چهار عنصر است. ثالوث وجود و زندگی و عقل، در نمادهای اورفئوسی وجود دارد.



[1] -Hebdomad

[2] -Trisula

[3] -Ashanti

[4] -Norns

[5] -Mani

[6] -Nyi

[7] -Nithi

[8] -Holda

[9] -Thor

[10] -Odin-woden

[11] -Tri-danta

[12] -Dharma

[13] -Sangha

[14] -Bridgit

[15] -Al-itab

[16] -Al-ozza

[17] -Al-manat

[18] -Thoth

[19] -Trismegistus

[20] -Trimurti

[21] -Hecate

[22] - Erinyes

[23] -Gorgons

[24] -Medusa

[25] -Horae

[26] -Hesperides

[27] -Graiai

[28] -Cerbrus

[29] -Scylla

[30] -Chimera

[31] -Aphrodite/Venuse

 |+|      شمیم ولیان  | 

دو:

ثنویّت، تناوب، تنوع، ستیز، وابستگی، غیریت، ایستایی، بنیادی، از این رو مظهر توازی، سکون، انکعاس، قطب های متضاد، ذات دوگانه ی انسان و هوس است که همه ی آنها در ثنویت و ضدین تجلی می یابد. همانگونه که یک، مظهر نقطه است، دو، نمایانگر طول محسوب می شود.

دوتایی، عدد نخستی است که از وحدت دوری می جوید، به همین دلیل نماد گناه ناشی از انحراف خیر اولیه به شمار می رود و بدین سان، ناپایداری و گمراهی را نمایش می دهد. دو حیوان با نمادهای یکسان حتی اگر از دو نوع متفاوت باشند مثل دو شیر یا یک شیر و یک گاو نر که هردو نماد شمسی هستند- مظهر قدرت مضاعفند.

- اسلامی: روح.

- افلاطونی: افلاطونی می گوید دو، رقمی است بدون معنی دال بر ارتباطی که به وجود آورنده ی عامل سوم است.

- بودایی: کوا[1]، دو عامل مؤثر یین و یانگ، دو عدد ضعیف یین است، زیرا که دارای هیچ مرکزی نیست.

- تاروت: در نظم و ترتیب تاروت، پاپ زن، شماره ی دو را دارد که در حقیقت نماد ثنویت و نشانه ی دو عامل متضاد است که از واحد بر می خیزند و به تعبیری مظهر تعامل اقطاب است.

- چینی: یین، مؤنث، زمینی، گجسته.

- عبری: قوه ی حیات، در آیین قبالا یعنی خرد و خودآگاهی.

- فیثاغورسی: دوگان[2]، یعنی هستی خاکی که تقسیم گشته است.

- کیمیاگری: اضداد، ماه و خورشید، شاه و شهبانو، گوگرد وجیوه که در ابتدا در تضادند اما سرانجام تجزیه شده به صورت دوجنسی وحدت می یابند.

- مسیحی: دو طبیعت مسیح، یعنی خدا و انسان.

- هندو: ثنویت، شاکتی- شاکتا[3] 

 



[1] -K’ua

[2] -Duad

[3] -Shakti-shakta

 |+|      شمیم ولیان  | 

یک: وحدت آغازین، شروع، ؛آفریننده، محرک اول، مجموع ممکنات، ذات، مرکز، تقسیم ناپذیری، جرثومه، انعزال، غلیان و نا آرامی، اصلی که ثنویت و چندگانگی از آن بر می خیزد و سپس به وحدت باز میگردد.

- اسلامی: خدا در معنی وحدت، هستی مطلق، بی نیاز

- تاروت: کارت جادوگر، بیانگر شخصی خلاق با اعمال مثبت

- تائویی: تائو یک را به وجود می آورد، یک، دو را، دو سه را، و از سه، همه چیز به وجود می آید.

- چینی: یانگ، مذکر، لاهوتی، خوش یمن، موناد.

- عبری: آدونی[1]، سرور، متعالی ترین، (( من هستم))، عقل مکتوم.

- فیثاغورسی: روح ، خدا، همه چیز از آن نشأت می گیرد، ذات، موناد.

- مسیحی: خدای پدر، ربانیّت.



[1]-Adoni

 |+|      شمیم ولیان  | 

در برخی سنت ها، خصوصاً سنت های بابلی، هند و فیثاغورسی، عدد، اصل بنیادینی است که جهان عینی حاصل آن است. منشأ همه ی چیزها و هماهنگی نهفته عالم به شمار می رود. عدد اصل بنیانی تناسب عالم در هنرهای حجمی، و وزن شعر و موسیقی است. در فلسفه ی هرمسی، دنیای اعداد و دنیای منطق یکی انگاشته شده اند. اعداد صرفاً کمیت نیستند، بلکه کیفیاتی نمادین به شمار می روند.

 

- چینی: اعداد فرد، مظهر یانگ[1]، لاهوت، تغییر ناپذیری، و خجسته هستند. اعداد زوج مظهر یین[2]، ناسوت، تغییر ناپذیری و گجسته هستند.

- مسیحی: تا زمان سنت آگوستین و دانشمندان اسکندرانی نماد اعداد مسیحی بسیار کم بود، از نظر سنت آگوستین عدد، صورت مثالی هستی مطلق است.

- هندو: اعداد، ذات بنیاتی عالم هستند.

- یونانی: (( همه چیز بر حسب عدد انتظام یافته است))- فیثاغورس

از نظر افلاطون، اعداد مظهر هماهنگی عالمند، از نظر ارسطو عدد، منشأ و جوهر همه چیز است، حالت و عاطفه ی بین همه چیز است. اعداد فرد مذکر و اعداد زوج مونثند.

(( تعداد قربانی برای ایزدان آسمانی، فرد، و برای ایزدان زمینی، زوج بود))- پلوتارک

اعداد فیثاغورسی هم کمّی و هم کیفی هستند.

 

صفر:

عدم هستی، لاشیئیست، غیر متعین، نامحدود، سرمدی، فقدان هر نوع کیفیت یاکمیت، در آیین تائو نماد خلاء و لاوجود است، در آیین بودا مظهر خلاء و نیستی است، در آیین قبالا، معرف بی کرانگی و نور بی پایان به شمار، میرود. برای فیثاغورس، صفر یعنی شکل کامل، موناد[3]، حاوی همه چیز، در اسلام مظهر ذات الهی است. صفر نشان دهنده ی تخم مرغ کیهانی، دوجنسی آغازین، و خلأ[4] نیز هست. به صورت دایره ای تهی هم نمایاننده ی نیستی است و هم تمامیت زندگی که دایره مظهر آن است، به همین دلیل در نماد دایره نیز شریک است. به شکل بیضی، نمایانگر صعود و هبوط، قبض و بسط است. قبل از یک، تنها خلأ یا لاوجود، اندیشه ، رمز غایی، مطلقی که غیر قابل درک است، وجود دارد.

تاروت: در کارت های تاروت، عدد صفر عدد کارت دلقک است، منادی چرخه ی حیات، پیک زندگی جدید و آغازی تازه.



[1]- Yang

[2] -Yin

[3] -Moad

[4] -Plenum

 |+|      شمیم ولیان  | 
 
  بالا