تبليغاتX
مهرآوا
 
مهرآوا
 
 
پرستش به مستیست در کیش مهر...
 
زن در زبانِ تصویریِ اسطوره، نمایانگرِ تمامیتِ آن چیزی ست که می توان شناخت و قهرمان، کسی است که به قصد شناخت، پای پیش گذارد. همگام با حرکت کُندِ او در معرفتی که همان زندگی است، شکل و هیئتِ خدابانو هم برای اش دچار تحول میشود: ال...بته خدابانو هرگز نمیتواند بزرگتر از رهرو شود، اگرچه همیشه نوید میدهد که بیشتر و بزرگتر از قدرتِ درکِ فعلیِ اوست.


او می فریبد، راهنمایی میکند و رهرو را از پاره کردنِ زنجیرها منع میکند. اگر او بتواند با مفاهیمِ خدابانو هماهنگ شود، هردو، عارف و معرفه، از هر محدودیتی رها خواهند شد.


زن، راهنمای بشر به سوی اوجِ متعالیِ لذاتِ جسمانی است. اگر با چشمانِ ناقص به او بنگرند، به مرحله ای پست تر هبوط میکنند و اگر با چشمانِ شرور جهل به او نگاه کنند، محکوم به ابتذال و زشتی است!

ولی با نگاه کسیکه او را درک میکند، آزاد میشود!

قهرمانی که بتواند او را همچنان که هست، بدون هیاهویِ بسیار و با مهربانی و اطمینانی که محتاجِ آن است بپذیرد، بالقوه پادشاه و تجلیِ خدای جهانی است که به دست آن زن خلق شده است.


جوزف کمپبل

 |+|      شمیم ولیان  | 
نماد (Symbol) به خودی خود سرچشمه‌ی دانایی یا ادراک نیست. واژه‌ها بی‌معنی‌اند، فقط واژه‌اند. مهم ساعتی است که جان به زبان نمادها سخن می‌گوید. به عبارت دیگر، وقتی جان از نمادها سخن می‌گوید، سرچشمه‌ی نوینی از قدرت و انرژی پدیدار می‌شود و آن‌گاه است که نمادها مانند میوه یا ثمره‌ی یک موقعیت روانشناختی معنا می‌یابند. این خودِ نمادها نیستند که معنا یافته‌اند بلکه روی دادنشان اهمیت دارد؛ مهم زمانی‌ست که کسی تمثیل یا حکایتی را به زبان می‌آورد، زیرا این نشانه‌ی اتفاقی‌ست که روی داده است.

- کارل گوستاو یونگ، سمینار یونگ درباره‌ی زرتشتِ نیچه

 |+|      شمیم ولیان  | 

هرمتیکا یا آثار هرمسی، مجموعه ای از نوشته های کهن منسوب به طاط است، فرزانه ای مصری و اسطوره ای قدیم که گفته اند حکمتش وی را به یک خدا مبدل ساخت. وی که لااقل از 3000 سال قبل از میلاد مقدس شمرده می شود با اختراع خط هیروگلیفی مقدس مقبول گشت و جمیع معارف درباره علوم و دین را بر مصریان آورد. این یونانیان بودند که طاط را با هرمس، یکی از خدایان خودشان، پیامبر خدایان و هادی نفوس به قلمرو مرگ بود یکی کردند و به وی لقب تریسمگیستوس (سه بار معظم) را دادند. کتب منسوب به وی جمعا تحت عنوان «هرمتیکا» معروف است.

منشأ اولیه ی هرمتیکا در هاله ی اسرار فرو رفته است، ولی اسناد موجود گواهند که این متن از اخلاف مستقیم فلسفه ی مصریان باستان است. کل این مجموعه در خلال قرون دوم و سوم میلادی در شهر اسکندریه مصر جمع آوری شد.

فلسفه ای که هرمس تعلیم می دهد فقط ممارست عقلانی ذهن ها نیست. این فلسفه درباره ی تمرکز ذهن و عقل در اعماق مراقبه درباره ی آتوم (نام مصری باستان برای خدا) است. چنین فلسفه نابی در خصوص برتر رفتن از عقاید و باورهایی است که بی واسطه عقل کل را تجربه می کند. از نظر هرمس، فلسفه ی ناب مبتنی بر روح مخالف علم و دانش نیست،  بلکه انسان در خلال فهم اسرار طبیعت جهان، به تکریم خالق می پردازد.


پیش  گویی های هرمس:


فلسفه ناب مجاهدتی روحانی است

از راه تأمل ثابت

برای حصول معرفت حقیقی

درباره ی آتوم، خدای واحد

اما اینک از آینده خواهم گفت، 

روزگارانی خواهد آمد

که دیگر کسی جویای فلسفه نباشد

با ثبات قدم خویش

با صفای قلب خویش.

با اکراه

و با خوی نا منصفانه

خواهند کوشید تا مانع آدمیان در کشف مواهب پرارزش جاودانگی شوند.

فلسفه غامض خواهد شد

دشوار خواهد شد درک آن.

تباه خواهد شد

با تأملات بی اساس

و گرفتار خواهد شد 

در دام علوم سردرگمی همچون حساب، موسیقی و هندسه.

...

در اندیشه به سادگی به آتوم عشق ورز

با یگانگی قلب خویش

و نیکی اراده اش را پی گیر

- که این فلسفه است

نا مخدوش از خدشه ی آزارنده ی امیال تحمیلی... آرای بی فایده.

...

ای مصر!

چیزی از دین تو باقی نخواهد ماند

مگر حکایتی بی معنی

که فرزندان تو نیز آن را باور نخواهند داشت.

چیزی بر جای نخواهد ماند

تا از حکمت تو باز گوید

مگر سنگ نوشته های کهن.

...

هر صدای مقدس خاموش خواهد شد

تاریکی بر نور چیره خواهد شد

هیچ چشمی به آسمان نظاره نخواهد کرد

پاکی را بلاهت خواهند دید

و به ناپاکی مانند خرد افتخار خواهند کرد

دیوانه رادلیر خواهند پنداشت

نا پسند را چون نیک احترام خواهند کرد

معرفت به نفس جاودانه را

استهزا خواهند کرد و منکر خواهند شد

هیچ کلام محتوی در شأن آسمان

شنیده نخواهد شد و باور نخواهد گشت.

اینک من، هرمس مثلث العظمه

نخستینِ آدمیان

در حصول تمام معرفت

اسرار خدایان را بازگو کرده ام

با نمادهای قدسی و با هیروگلیف های مقدس

بر این الواح سنگی

که مخفی کرده ام برای دنیای آینده

که شاید طالب حکمت مقدس ما باشد

با تمامی ذهن همیشه بیدار خود دیده ام

اشیای ناپیدای آسمان را

و با تعمق

معرفت به حقیقت را یافته ام

این معرفت را در این نوشته ها جای داده ام...


 |+|      شمیم ولیان  | 

علوم هرمسی، از قدیم ترین علوم برجای مانده ی انسانی ست که ریشه های آن را در مصر باستان میتوان یافت. (ابن ندیم در «الفهرست» ارتباط مصریان با هرمس را ذکر کرده است). این حکمت، از مصر به یونان انتقال یافت و با دین مسیح به اسکندریه ماوی گرفت و عاقبت به لطف نهضت ترجمه به ایران اسلامی راه یافت. بسیاری از مسلمانان هرمس (هرمس تریسمگیستوس- هرمس سه بار بزرگ) را همان ادریس نبی دانسته اند. هر چه هست، علوم هرمسی به جای مانده، مملو از رموز عارفانه و حکمت آمیز و گفتارهای رمزآلودیست که در قالب نمادهای بسیار رخ نموده است و چه به کیمیا پرداخته باشد یا اسماء حسنی و طلسمات، بیانگر آیینی حکمی ست که رد پای خود را در شاخه های مختلف عرفانی بر جای گذاشته است. سهروردی، هرمس را با القاب والد الحکماء و اب الآباء یاد می کند و حتی اساس حکمت اشراقی خود را به هرمس منسوب می دارد. هرمس را نویسنده ی متن «لوح زمردین» میدانند... لوحی که به گمان بسیاری، کلید علوم و کیمیا بر آن نگاشته شده است.


این است آخرین کلمات او:


کلمات حکمت

گرچه مرقوم شده

به دستان پوسیده ی من

جاودان خواهد ماند

در گذر زمان

سرشار از داروی جاودانگی

به وسیله ی پیر کامل.

نادیدنی و نامکشوف خواهد ماند

پیش چشم آنانی که خواهند آمد و رفت

و سرگردانند

در زمین سترون زندگی.

و مکنون خواهد بود

تا آسمان کهن

موجودات انسانی دیگری بزاید

که قابل حکمت تو باشند...



 |+|      شمیم ولیان  | 

انار نمادی ست از بی مرگی؛ کثرت در وحدت؛ باروری دراز مدت؛ حاصلخیزی؛ وفور. دراسلام یکی از درختان بهشت دانسته شده است و قبل تر از آن میوه ی آناهیتا، الهه ی آب و باروری بود.

بودایی: همراه مرکبات و هلو یکی از سه میوه ی متبرک محسوب می شود.

چینی: فراوانی؛ باروری؛ نسل های آینده؛ اولاد بی شمار و با تقوا؛ آینده ای پر از شادی.

عبری: باززایی؛ باروری؛ انار ها و زنگ های جبه ی مذهبی خاخام به معنی بارور کنندگی صاعقه و تندر است.

مسیحی: زندگی ابدی؛ باروری معنوی؛ کلیسا؛ دانه های آن اعضایبی شمار کلیسا هستند.

یونانی- رومی: بهار؛ جوانی دوباره؛ بی مرگی؛ باروری؛ علامت مشخصه ی هرا/ ژونون (Hera/Juno) و سرس (Ceres) و پرسفونه (Persephone) است زیرا که به معنی بازگشت دوره ای بهار و باروری زمین است. گیاهی که از خون دیونیزوس (Dyonisos) می روید
 |+|      شمیم ولیان  | 
 
  بالا